|
شیفتگان ادبیات نمونه سوالات و قطعه های ادبی
| ||
|
زنده یاد عمران صلاحی، طنزپرداز بزرگ معاصر، درباره یپرویز شاپور می نویسد: "من با مطالعه ی کارهای پرویز شاپور آن هارا به چند دسته تقسیم می کنم : 1- شاعرانه ها : طنزهایی که مایه ی قوی شعری دارند. مثال : بهترین منظره ای که در زندگی ام دیده ام، در یک شب تابستانی بود که ماه از حرکت بازمانده بود و تمام ستارگان جمع می شدند و آن را هل می دادند. 2- بازی با کلمات : من زیاد با آن موافق نیستم. این قبیل نوشته ها ممکن است برای ما خنده دار باشند، ولی قابل ترجمه نیستند. مثال: چه افتخاری بالا تر از این که دنده هایم تمام اتوماتیک است. 3- طنزهای اجتماعی : بیشتر ذهنی است. بعضی از حرف های شاپور در این زمینه قابل تعبیر و تفسیرند. مثال : برای آن که کسی در کارم دخالت نکند، مدتی است که اصولا کاری انجام نمی دهم. 4- وارونگی و دیوانگی : بسیار ظریفٍ شیطنت آمیز و زیرکانه اند. اکثر کارهای شاپور از این قبیل است. مثال : به ماهی فکر می کردم، ولی فراموش کردم به آب هم فکر کنم. در نتیجه ماهی فکرم مرد. یادآوری : برای خلق تصویر، ما معمولا از سه حالت مرسوم و عمده استفاده می کنیم : اول، شبیه سازی که هنرمند عینا از واقعیت، تصویر می سازد. دوم، انتزاع است که هنرمند قسمتی از واقعیت را مجزا کرده و نمایش می دهد. سوم، استفاده از نماد و سمبل است. پرویز شاپور به حالت سوم، یعنی زبان رمزگونه (خط اتصال تصاویر و کلام) بیشتر علاقه داشت. در ادامه ی مطلب، چند نمونه ی دیگر از شاپور را می بینید. - هیچ کس به اندازه ی طناب، رخت ندارد. - نفسم در سربالایی گلویم خفه کرد. - با رشته ی افکارم، دست و پای مغزم را بستم. - از وقتی نفسم بند آمده، ریه ام استراحت می کنم. - لبخند ساختگی لبریز از سراب شادمانی است. - با نوشتن نامه به سکوت کتبی ام پایان می دهم. - سنگ قبرم به چاپ دهم رسید. - به محض این که چشمم به عزراییل افتاد، خودم را به مردن زدم. - قفس گیوتینی است که به جای سر پرنده، سر آزادی را می برد. - نگاهم ته کشیده ولی هنوز از تماشای روی ماهت سیر نشده ام. - وقتی چشمت را می بندی، پرنده ی نگاهم بی آشیان می شود. - عاشق جزیره ای هستم که دریا هم با تمام عظمتش نمی تواند سرش را زیر آب کند. - سکوت، گفتگوی نگاتیو. - پس از مرگ، با سکوت تکلم می کنیم. - وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد، ماهی ها صلوات فرستادند. - هفته ای یک بار واژه های داخل گوشم را خالی می کنم. - در زمان حیاتم سنگ کلیه ام عذابم می داد و حالا سنگ قبرم. - همه ی مردم جهان به یک زبان سکوت می کنند. - بیضی دایره ی مست است. - خداحافظی، اسکلت سلام است. [ یکشنبه 17 شهریور 1392 ] [ 01:27 ] [ derakhtanehemasi2 ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||